سفری طولانی با همسفری کوجک
سلام عروسک کوچولوی من.سفر بخیر همسفر خوبم.خدارو شکر سفر خیلی خویی بود و خوشحالم که به دخترم خوش گذشت.قبل از سفر خیلی استرس داشتم که راه طولانیه تو ماشین اذیت شی یا خدای نکرده مریض شی و کلی فکر دیگه ... ولی تو ماشین اکثرا خواب بودی یا بازی می کردی.بقیشم که با امیر رضا مشغول بازی بودی.دوست داشتی امیررضا دستت رو بگیره و تاتیت کنه.راستی نگفتم همسفرامون بابا جون اینا و خاله زهرا اینا بودن .3روز تهران موندیم بخاطر عروسی عمو حمید و بعدشم رفتیم شمال گردی خیلی سفر باحالی بود.کنار دریا بشتر از همه جا به دختر گلم خوش گذشت. کنار ساحل که می رفتیم اینقدر ذوق می کردی واسه دریا و اب بازی و خودت رو می کشوندی سمت اب و یه اب بازی حسابی میکردی بعداز اب بازی یاد...
نویسنده :
مامان الهام
17:42




